معنی حزابة
6 بازدید
[ حِ بَ ] (ع مص) دزدی کردن. (تاج المصادر بیهقی).[ حُ بَ ] (ع اِ) اسم است از حِزب. رجوع به ابوحزابه شود. و این کلمه در التاج (ص ۲۰۱) بصورت «ابن حزابه» آمده و در حاشیه تصحیح شده است.[ حُ بَ ] (اِخ) سلمی، مکنی به ابوقطن. یحیی بن سعید در مغازی از او یاد کرده است که در وفد بنی سلیم بود و شعری از عباس بن مرداس دربارهٔ او آورده است. (الاصابة قسم ۱ ج ۲ ص ۶).[ حُ بَ ] (اِخ) ابن نعیم بن عمروبن مالک بن ضیب ضبابی. در سال تبوک اسلام آورد. یکی از نوادگانش از پدرانش از او روایت دارد که «لاخطة لاحد علی احد فی دارالعرب الا علی نخل ثابت او عین جاریة او بئر معمورة...» و حدیث دیگر نیز دارد. (الاصابه قسم ۱ ج ۲ ص ۶) (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «حزابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر