معنی حزاء
5 بازدید
[ حَ ] (ع مص) برداشتن گوراب (سراب) چیزی را. (تاج المصادر بیهقی). || گرد کردن شتران و راندن. (تاج المصادر بیهقی). || آرمیدن با زن.[ حَ ] (ع اِ) حزا. رجوع به حزا شود.[ حَ ] (اِخ) موضعی است در شعر. (معجم البلدان).[ حَ زْ زا ] (ع ص) خرافی. وهم پرست . || منجم. ستاره شناس. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حزاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر