معنی حریمی

معنی حریمی

5 بازدید
[ حَ ] (ص نسبی) منسوب به حریم. قبیله ای از یمن منسوب به حریم. || محله ای بزرگ در جانب غربی بغداد. (سمعانی). رجوع به حریم دارالخلافه و حریم طاهری شود.
[ حُ رَ ] (ص نسبی) منسوب به حُریم، بطنی از صَدف. (سمعانی).
[ حَ ] (اِخ) بُرسَوی، از مردم بروسه. معاصر سلطان سلیم خان قدیم، نامش عبداللََّه بن محمد مرزیفونی رومی (۱۰۶۶ هـ . ق.) شاعریست ترک و او را دیوانیست. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و هدیةالعارفین ج ۱ ص ۴۷۷ شود.
[ حَ ] (اِخ) قورقوردبن بایزید. متوفی به سال ۹۱۸ هـ . ق. او راست: دیوانی به ترکی.

کلمات هم‌قافیه با «حریمی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید