معنی حریف رفتن
6 بازدید
[ حَ رَ تَ ] (مص مرکب) به تباهی رفتن زن. تباهی کردن. به تبهکاری شدن.
کلمات همقافیه با «حریف رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر