معنی حریفی جستن
4 بازدید
[ حَ جُ تَ ] (مص مرکب) کسی را به حریفی خود وادار کردن. تشویق به هم خوابگی : حوری از کوفه به کوری زعرب دم همی داد و حریفی می جست گفتم ای کور دم حور مخور کو حریف تو ببوی زر تست.خاقانی.
کلمات همقافیه با «حریفی جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر