معنی حریفیش
6 بازدید
[ حُ رَ ] (اِخ) شعیب بن عبدالعزیزبن یوسف قفصی مغربی صوفی عمراوی، مکنی به ابومدین، دانشمند صوفی، سی سال ساکن مکه بود. او راست: «بهجةالانوار فی مدح النبی المختار» و «الروض الفایق فی المواعظ الرقائق» وی در ۵۹۷ هـ . ق. درگذشته است. (هدیة العارفین فی اسماء المؤلفین ج ۱ ص ۴۱۸). کتاب «الروض الفائق فی المواعظ الرقائق» در ۵۶ مجلس در مواعظ و اخلاق عرفانی صوفیانه است و به مصر به سال ۱۲۸۹ هـ . ق. و ۱۳۰۱ و ۱۳۰۴ و ۱۳۰۸ و ۱۳۱۰ و ۱۳۱۵ هـ . ق. چاپ شده است. ولکن بغلط آنرا به حریفیش ادیب مکی عبداللََّه بن سعد درگذشتهٔ ۸۰۱ هـ . ق. نسبت داده اند و در «معجم المطبوعات» با همین نسبت غلط و با ذکر حریفیس با سین مهمله بجای حریفیش یاد شده است و چون نسخه ای از این کتاب مورخ ۷۰۵ هـ . ق. نزد آقای حسن مفتی در تهران موجود است، غلط بودن این انتساب آشکار میگردد.[ حُ رَ ] (اِخ) عبداللََّه بن سعدبن عبدالکافی بن عبدالمجید عبیدی مصری مکی حنفی. در ۸۰۱ هـ . ق. درگذشت. او راست: «الکافی فی علمی العروض و القوافی» که از شرحهای عروض ساروی است. (هدیةالعارفین ج ۱ ص ۴۶۸). در «شذرات الذهب» او را معروف به حرفوش دانسته گوید سی سال به مکه بود و او صاحب کتاب «حریفیش» است. (شذرات الذهب سال ۸۰۱ هـ . ق.). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «حریفیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر