معنی حریصی
5 بازدید
[ حَ ] (ص نسبی) منسوب است به جدی از اجداد موسوم به حریص. (سمعانی).[ حَ ] (حامص) چگونگی و صفت و حالت حریص. حرص. شره. ولع : علما را که همی علم فروشند ببین به ربایش چو عقاب و به حریصی چو گراز. ناصرخسرو. از حریصی کار دنیا می نپردازی به دین خانه بس تنگست و تاری می نبینی راه در. ناصرخسرو. آن دگر بهر ترهب در کنشت و آن دگر بهر حریصی سوی کشت.مولوی. از حریصی گدای ره باشی باش قانع که پادشه باشی.مکتبی.
کلمات همقافیه با «حریصی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صی» برای سرودن شعر