معنی حریشه
5 بازدید
[ حَ شَ ] (ع اِ) حرشا. خردل البر. رجوع به حرشا شود.[ حَ شَ ] (اِخ) موضعی است.
کلمات همقافیه با «حریشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر