معنی حریربافی
5 بازدید
[ حَ ] (حامص مرکب) شغل حریرباف. عمل حریرباف. || (اِ مرکب) دستگاه و دکان حریرباف: حریربافی چالوس زمانی از لین بهتر و ارزانتر حریر تهیه میکرد و حریر چالوس به بازارهای اروپا و امریکا میرفته.
کلمات همقافیه با «حریربافی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر