معنی حریة
5 بازدید
[ حَ ی یَ ] (ع ص) تأنیث حَریّ، سزاوار. ج، حریّات. حَرایا.[ حُ رْ ری یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) در اصطلاح عرفا؛ خارج شدن از بندگی کائنات و قطع تمام علاقات با غیر واجب میباشد، و آن دو درجه دارد: حریت عامه که آزادی از قید شهوات باشد. و حریت خاصه که آزادی از رقیت آداب و رسوم است چه در این مرتبه انسان در تجلی نورالانوار منحل شده و به محاق میرود. (از تعریفات جرجانی).
کلمات همقافیه با «حریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر