معنی حریب
6 بازدید
[ حُ رَ ] (ع اِ مصغر) تصغیر حَرْب. جنگی خرد. جنگی کوچک. جنگک.[ حَ ] (ع ص) کسی که مال او ربوده باشند. مال گرفته شده و بی چیزمانده. محروب. ج، حَرْبی ََ، حُرَباء.
کلمات همقافیه با «حریب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر