معنی حروض
6 بازدید
[ حُ ] (ع مص) درازی اندوه و بیماری. دراز شدن اندوه و بیماری و نزدیک به مرگ گشتن. حُروضة. حَراضة. || لاغر و نحیف گشتن از بیماری. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حروض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر