معنی حرهٔ کالجی
4 بازدید
[ حُ رْ رَ یِ لِ ] (اِخ) لقب دختر امیر سبکتکین، خواهر محمود و او را محمود به مأمون ابوالعباس خوارزمشاه به زنی داده بود. رجوع به حرهٔ ختلی و حرهٔ زینب شود.
کلمات همقافیه با «حرهٔ کالجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر