معنی حرهٔ عباد
6 بازدید
[ حَ رْ رَ یِ عَ بْ با ] (اِخ) موضعی در سفلای مدینة. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حرهٔ عباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر