معنی حرهٔ صلیحیه

معنی حرهٔ صلیحیه

6 بازدید
[ حُ رْ رَ یِ صُ لَ حی یَ ] (اِخ) اسماء دخت احمد پسر جعفر پسر موسی صلیحی است. در ۴۴۰ هـ . ق. / ۱۰۴۸ م. متولد شده و در ۵۳۲ هـ . ق. / ۱۱۳۸ م. درگذشته است. او را حرهٔ کاملة و سیدة حره نیز میگفتند. مدتها از طرف شوهرش احمدبن علی صلیحی فرمانروای یمن و ملکهٔ آن کشور بود تا در ۴۸۸ هـ . ق. شوهرش درگذشت و پسرعمش سبا بتخت نشست و باز حرهٔ صلیحیه همه کارهٔ کشور و حاکم حقیقی بود، تا اینکه سبا نیز درگذشت و دیگری به حکومت رسید و حره همچنان بقدرت باقی ماند. وزرا نزد وی جمع میشدند و نامه ها بنام او نوشته میشد تا درگذشت. در خطبه ها بر منابر نخست نام خلیفه مستنصر و پس از او نام صلیحی و سپس نام این بانو، حرهٔ صلیحیه، آورده میشد و خطیب میگفت: «اللهم أدم أیام الحرة الکاملة السیدة کافلة المؤمنین...». نام این بانو در خطط مقریزی (ج ۲ ص ۱۷۳) و دائرةالمعارف بستانی (ج ۱۱ ص ۲۵) سنة بنت احمد آمده و در روضةالفیحاء سید بنت احمد و در کتاب عزیزی محلی سیده تنها دیده میشود، و در «ثغر عدن» او را اسماء بنت احمد خواند. گویا منشأ اختلاف شهرت لقب سیدة و اشتباه لفظی سیدة و سنة باشد. (اعلام زرکلی چ ۱ ج ۱ ص ۱۰۱).

کلمات هم‌قافیه با «حرهٔ صلیحیه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید