معنی حرهٔ سلیم
4 بازدید
[ حَ رْ رَ یِ سُ لَ ] (اِخ) موضعی بدو جانب اعلای نجد. (معجم البلدان). و آنرا ام صبار نیز نامند. و در این جا حجرالرشح (ن ل: حجرالدهنج) یافت شود و آن سنگی است که خوی گونه ای از وی تراود. رجوع به حرهٔ بنی سلیم شود.
کلمات همقافیه با «حرهٔ سلیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر