معنی حرن
6 بازدید
[ حَ ] (ع مص) ندافی کردن پنبه را. || حرن در بیع؛ زیادت و کم نکردن در آن. (منتهی الارب).[ حُ رْ رِ ] (اِخ) شهری است بنزدیکی آمِد.
کلمات همقافیه با «حرن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر