معنی حرمسرا
7 بازدید
[ حَ رَ سَ ] (اِ مرکب) حرم سرای. حرم. حرمخانه. سرای. شبستان. اندرون. اندرونی. سرای پسین. سرای زنان : و این زن [ زن حسن مهران ] مادرخواندهٔ کنیزکی بود که همهٔ حرم سرای غازی او داشت. (تاریخ بیهقی ص ۲۳۱). || توسعاً، زنان اندرون.
کلمات همقافیه با «حرمسرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر