معنی حرمدان
6 بازدید
[ حَ رَ ] (اِ مرکب) دولمیان چرمی. کیسه ای که از پوست دوزند. این کلمه در برهان و غیاث و جز آن «چرمدان» ضبط شده است. رجوع به چرمدان شود: به حرامی چو شحنه شد خندان به حرمدان فروبرد دندان.اوحدی.
کلمات همقافیه با «حرمدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر