معنی حرمة
5 بازدید
[ حِ مَ ] (ع مص) بازداشتن. بی بهره گردانیدن. بی بهرگی. (منتهی الارب). || (اِمص) نومیدی. یأس. || غلبهٔ شهوت آرامش. (منتهی الارب).[ حَ رَ مَ ] (ع مص) گشن خواه شدن میش و بز و جز آن. (منتهی الارب).[ حُ مَ ] (ع اِمص، اِ) احترام. رجوع به حرمت شود. || (اِ) زن. پردگی.[ حَ رَمْ مَ ] (ع اِ) پشته های خرد که در آن هیچ نبات نروید.[ حَ مَ ] (اِخ) موضعی است نزدیک حمای ضریه نزدیک نِسار. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر