معنی حرف مجهور

معنی حرف مجهور

6 بازدید
[ حَ فِ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حرفی که هنگام تلفظ متحرک آن نفس حبس گردد، زیرا که در حروف مجهوره گوینده بر جای حرف تکیه کند و چون این اتکاء به اشباع رسد صدا بلند شود و تجهور یابد و جهر ارتفاع صوت است. حال اگر اتکاء به اشباع رسد و باز هم صوت جریان یابد مانند حرفهای «ض. ط. ذ. ز. ع. غ. ی» آنرا مجهورهٔ رخوه خوانند، و اگر هنگام اشباع اتکاء جریان صوت قطع شود مانند حرفهای «ق. ج. ط. د» مجهورهٔ شدیده خوانده شود. برخی گفته اند که صدای حروف مجهوره از سینه برآید چنانکه صدای حروف مهموسه از دهان است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و برخی هفت حرف مجهورهٔ رخوه را از مجهوره بیرون کرده و فقط حروف شدیده و حروف وسط یعنی «م. ل. و. ن» را جزو حروف مجهوره شمرده اند. پس حروف مجهوره را دوازده حرف دانسته اند که در جملهٔ «و لمن اجدک قطبت» جمع شده است. این قائل گمان کرده است که مجهور بودن حرف با رخوت آن تنافی دارد، و این نادرست باشد، چه رخوت قابلیت کشش حرف باشد و جهر بلندی آواز است، خواه کشش داشته یا نداشته باشد. و این حروف را قلقله نیز نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به حروف قلقله شود.

کلمات هم‌قافیه با «حرف مجهور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید