معنی حرف لیاقت
5 بازدید
[ حَ فِ قَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) اداة لیاقت. پساوند شایستگی و سزاواری. شمس قیس گوید: واو و الف و راء است که در اواخر بعضی اسامی معنی لیاقت و شایستگی چیزی دهد، چنانکه گوشوار و شاه وار. و نزدیک به همین معنی جامه وار و نامه وار و خانه وار یعنی به اندازهٔ جامه و خانه و لایق نامه و به معنی مشابهت نیز باشد، چنانکه مردوار و ترک وار، یعنی مانند مردان و ترکان. (المعجم ص ۱۶۷). و رجوع به «وار» شود. و نیز در کلمهٔ «ان» گوید: چون به هاء وصل شود بیان حرکت و لیاقت کند، چنانکه مردانه و پادشاهانه. (المعجم ص ۱۷۵). و رجوع به «ان» شود. و نیز در عنوان حرف لیاقت و لزوم گوید: و آن یائی است که در اواخر مصادر معنی لیاقت و لزوم دهد، چنانکه او دوست داشتنی و این کار کردنی است، یعنی او لایق آن است که دوست دارند و این کار لازم است کردن. و خوردنی را از بهر آن خوردنی گویند که لایق خوردن باشد، و بودنی چیزی را گویند که بودن آن لازم باشد. (المعجم ص ۱۸۸). و رجوع به «ی» شود.
کلمات همقافیه با «حرف لیاقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر