معنی حرف زدن
6 بازدید
[ حَ زَ دَ ] (مص مرکب) سخن گفتن. تکلم (در تداول عامه). گفتن. گفت وگو کردن. تکلم کردن : چگونه چشم تو در خواب حرف میگوید ز شوق حرف زنم با تو آنچنان در خواب. صائب.
کلمات همقافیه با «حرف زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر