معنی حرف اضافت و ضمیر
5 بازدید
[ حَ فِ اِ فَ وَ ضَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شمس قیس گوید: و آن تائی است که در اواخر اسماء معنی اضافت به حاضر دهد چنانکه اسبت و غلامت و در اواخر افعال معنی ضمیر حاضر دهد چنانکه میدهدت و میگویدت. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص ۱۶۱). و نیز همو گوید: و میمی مفرد است که در اواخر اسماء فایدهٔ اضافت دهد بنفس خویش چنانکه غلامم و اسبم و برادرم، و در اواخر افعال فایدهٔ ضمیر نفس دهد چنانکه آمدم و رفتم و می آیم و میروم، و در اواخر صفات فایدهٔ ربط دهد بنفس چنانکه عالمم و توانگرم و در جمع گویند عالمیم و توانگریم. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص ۱۷۳). این اصطلاحی است که در المعجم آمده است، اما در تداول امروز حرف اضافه بر کلمات دیگری اطلاق شود. ضمایر متصل را که حالت مفعولی و اضافی گیرند نتوان حرف اضافه نامید.
کلمات همقافیه با «حرف اضافت و ضمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر