معنی حرفی
5 بازدید
[ حُ فی ی ] (ع ص نسبی) خردل فروش. || توسعاً در اصطلاح مردم بغداد، بقال. (سمعانی).[ ] (ص نسبی) منسوب به حرفة، چند بطن از اعراب. (سمعانی).[ حُ ] (اِخ) عبدالرحمان بن عبیداللََّه بن محمد... سمسار حرفی. از اهل بغداد و مکنی به ابوالقاسم است. از ابوبکر احمدبن سلمان، و حمزةبن محمد دهقان، و محمدبن حسن بن زیاد النقاش روایت دارد، و ابوالمعالی نبت بن بندار بقال و احمدبن علی بن ثابت خطیب از وی روایت کنند. خطیب او را توثیق کرده است. در جمادی الآخرهٔ ۲۳۶ هـ . ق. متولد شد و در شوال ۳۲۳ هـ . ق. درگذشت. (سمعانی ص ۱۶۴).[ حُ ] (اِخ) موسی بن سهل بن کثیربن سیار الوشاء، مکنی به ابوعمران، منسوب به حرف از نواحی انبار. از اسماعیل بن غلبة و یزیدبن هارون روایت کند و ابن السماک از وی. وی در ذی قعدهٔ ۲۷۸ هـ . ق. درگذشت. (معجم البلدان). سمعانی نسبت این مرد را به حُرف به معنی بقال دانسته او را از اهل بغداد شمرد. (سمعانی ص ۱۶۴).
کلمات همقافیه با «حرفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر