معنی حرفگیری
5 بازدید
[ حَ ] (حامص مرکب) عیب گیری. (شرفنامهٔ منیری). نقد. نکته گیری. خرده گیری در سخن و جز آن : گر انگشت من حرف گیری کند ندانم کسی کو دبیری کند.نظامی. یکی پند گیرد، یکی ناپسند نپردازد از حرفگیری به پند.(بوستان).
کلمات همقافیه با «حرفگیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر