معنی حرص زدن
6 بازدید
[ حِ زَ دَ ] (مص مرکب) حریصی نمودن. حرص نمودن. زیاده طلبیدن. بسیار خواستن. بسرعت و شتاب خواستن. کم صبری کردن.
کلمات همقافیه با «حرص زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر