معنی حرصة
5 بازدید
[ حَ صَ ] (ع اِ) شکستگی سر. خستگی سر که پوست شکافد. جراحت که پوست سر بشکافد. (مهذب الاسماء). شجة که پوست سر را اندک شکافد. حارصة. (منتهی الارب). || پراکنده افتادن شیر در شیردوشه، بسبب فراخ بودن سوراخهای پستان از زخم پستان بند. (منتهی الارب).[ حَ رَ صَ ] (ع اِ) مستقر و وسط هر چیز و میانهٔ آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حرصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر