معنی حرثی
5 بازدید
[ حَ رِ ] (ص نسبی) منسوب به حرث، بطنی از غافق. (سمعانی).[ حَ رِ ] (اِخ) عیسی بن ابی زبیر، مکنی به ابواسد. ابن ماکولا او را یاد کرده. (سمعانی).[ حَ رَ ] (اِخ) محمد لبیب بن عبدالمؤمن بن لبیب مصری. حساب فرائض میدانست و میگفتند رأی خوارج داشت.
کلمات همقافیه با «حرثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر