معنی حربجای
6 بازدید
[ حَ ] (اِ مرکب) رزمگاه. معرک. معرکة. مَکَرّ. (منتهی الارب). حربگاه : اسفاهدون را در این روز بکشتند در حرب جای. (تاریخ طبرستان).
کلمات همقافیه با «حربجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر