معنی حرانی

معنی حرانی

5 بازدید
[ حَ رْ را ] (ص نسبی) نسبت به حران. عده ای از رجال بدین نسبت شهرت دارند. ولیکن فیروزآبادی در قاموس گوید: و النسبة الیه [ حران ] حرنانی و لاتقل حرانی و ان کان قیاساً، و شارح زبیدی و یاقوت گویند: این مانند آن است که نسبت به مانی را منانی گویند و حال آنکه قیاس مانوی میباشد. - رطل حرانی؛ نوعی رطل است. رجوع به رطل شود.
[ حَ رْ را ] (اِخ) یکی از مشاهیر پزشکان اسلام است. در اواسط قرن سوم هجری در زمان محمدبن عبدالرحمان از ملوک اموی اندلس میزیسته است. اصلاً حرانی بوده به اندلس رفته و در قرطبه مسکن گزیده، برای تسکین دردها شربتی مؤثر ترکیب نموده که موجب شهرت وی گردیده و آنرا «المغیث الکبیر» میخوانده اند و صورت ترکیب این شربت را پنهان میداشت و از جملهٔ اسرار مخصوص بخود او بود، و برای کشف این سِر پنج تن از اطبای قرطبه به تدقیقات و مطالعات پرداختند و عاقبت به اکتشاف اجزای آن موفق شدند ولی به مقدار آنها پی نبردند. در این حال خود حرانی صورت ترتیب و ترکیب داروی نامبرده را اعلام نموده و از آن زمان از طرف اطبای اندلس پذیرفته و محل استفادهٔ عموم واقع شد. (قاموس الاعلام ترکی).
[ حَ رْ را ] (اِخ) ابراهیم بن سنان بن ثابت بن قرةبن مروان بن ثابت حرانی بغدادی. پزشک صابئی متوفی ۳۳۵ هـ . ق. او راست: زبدةالحکم من الحکمة. اغراض کتاب مجسطی. تفسیر مقالهٔ نخستین از مخروطات. کتاب آلات الظلال. کتاب الرخامة. النخبة الحکمیة. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۶ از فهرست).
[ حَ رْ را ] (اِخ) ابن تیمیه. رجوع به ابن تیمیه شود.
[ حَ رْ را ] (اِخ) ابن شعبه. رجوع به حسن بن علی بن حسین شود.
[ حَ رْ را ] (اِخ) احمدبن ابی الفتح بن ابی بکر اصفهانی، مکنی به ابوالشکر. از ابوالعباس احمدبن محمدبن حسین خیاط و ابوالقاسم عبدالرحمان بن ابی عبداللََّه بن منده و محمودبن جعفر کوسج و جز ایشان حدیث شنید. یاقوت از سمعانی نقل کند که گفت در اصفهان از گفتهٔ وی حدیث نوشتم و در همانجا در رجب ۵۴۳ هـ . ق. درگذشت. (معجم البلدان).
[ حَ رْ را ] (اِخ) احمدبن حمدان بن شبیب بن حمدان بن محمود حرانی، ملقب به نجم الدین و مکنی به ابوعبداللََّه نمیری حنبلی. در حران به سال ۶۰۳ هـ . ق. بزاد و در قاهره به سال ۶۹۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: جامع الفنون و سلوةالمحزون. ردّ بر تائیهٔ ابن فارض. رعایةالکبیر در فروع حنبلی. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۱۰۲).
[ حَ رْ را ] (اِخ) احمدبن عبداللََّه بن میسرة. ساکن نهاوند بود و از یحیی بن سلیمان روایت کند. حدیثهای مخدوش دارد. (سمعانی).
[ حَ رْ را ] (اِخ) احمدبن یونس. یکی از اطبای معروف و مشهور اندلس است. در زمان عبدالرحمان ثالث ملقب به ناصر به مشرق سفر کرد و به بغداد آمد. در اینجا علم پزشکی را از ثابت بن سنان بن ثابت بن قره، و کحالی را از ابن وصیف آموخت و به اندلس بازگشت، و طبیب مخصوص ناصر گردید و به حرمت و اعتبار فوق العاده نایل گشت، و برخی از شربتها و معجونها را بترتیب ویژه ای ترکیب نمود که فوق العاده مرغوب و محل استفادهٔ عامه واقع شد تا آنجا که ده نفر داروساز استخدام نمود و بکار واداشت و فقرا و ضعفا را مجاناً معالجه می کرد و در تشخیص و مداوای امراض صاحب شهرت بسزا بود. پاره ای از موفقیتهای فوق العاده از وی نقل می کنند. حین وفات بیش از صد هزار دینار نقد میراث گذارد. (قاموس الاعلام ترکی).
[ حَ رْ را ] (اِخ) ثابت بن سنان بن ابراهیم بن زهرون. پزشک بغدادی. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۴۸). و رجوع به ابوالحسن حرانی شود.
[ حَ رْ را ] (اِخ) ثابت بن سنان بن قرةبن هارون. پزشک صابئی مکنی به ابوالحسن. متوفی ۳۶۵ هـ . ق. او راست: کتاب التاریخ که وقایع سالهای ۲۹۵-۳۶۳ هـ . ق. را گرد آورده است. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۴۸).
[ حَ رْ را ] (اِخ) حسن بن محمدبن ابی معشر حرانی، مکنی به ابوعروة. حافظ امام است. او راست: «تاریخ الجزیرة». در ذیحجهٔ ۳۱۸ هـ . ق. به نودوشش سالگی درگذشت. (معجم البلدان) (سمعانی).
[ حَ رْ را ] (اِخ) سلمان بن سیف بن یحیی بن درهم، مکنی به ابوداود. از سعیدبن سرخ و یزیدبن هارون روایت کند. و گروهی از وی روایت کنند. در حران به روز شنبه نیمهٔ شعبان ۲۹۶ هـ . ق. درگذشت. (سمعانی).
[ حَ رْ را ] (اِخ) سلیمان بن عبداللََّه بن محمدبن سلیمان ابی داود، مکنی به ابوایوب. از ابونعیم کوفی روایت کند. و نیز راوی جد خود بود. و ابوعروهٔ حرانی از وی روایت کند. در ۸ شوال ۲۶۳ هـ . ق. درگذشت. (سمعانی).
[ حَ رْ را ] (اِخ) سلیمان بن عمربن سالم بن المشد حرانی، ملقب به جمال الدین، مکنی به ابوالربیع حنبلی. متوفی ۶۲۲ هـ . ق. او راست: اعتقاد اهل حران. الراجح فی الاصول. صرف الالتباس عن بدیعة قرائةالاخماس. نفی الآفات عن آیات الصفات. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۳۹۸).
[ حَ رْ را ] (اِخ) سنان بن ابی الفتح حرانی بغدادی حاسب. او راست: حساب المکعبات. شرح جبر و مقابلهٔ خوارزمی. شرح جمع و تفریق خوارزمی. کتاب التحت در حساب هندی. الجمع و التفریق. الوصایا. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۴۱۰ از فهرست).
[ حَ رْ را ] (اِخ) سنان بن ثابت بن قرة پزشک حرانی، مکنی به ابوسعید. در ۳۳۱ هـ . ق. در بغداد درگذشت. مسیحی بود و اسلام آورد. او راست: رساله ای برای ابن رایق. رساله ای برای ابوالحسن علی بن عیسی. رساله ای در اخبار نیاکان خودش. رساله ای در استواء. رساله ای برای بحکم. رسالهٔ تاریخ ملوک سریانی. رسالهٔ سهیل. شرح مذهب صابئی. رساله ای در فرق میان نویسنده و شاعر. رساله ای در تقسیم هفته بر کواکب. رساله ای در نجوم. کتاب التاجی در احوال عضدالدولة. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۴۱۰).
[ حَ رْ را ] (اِخ) شبیب بن حمدان بن شبیب کحال طبیب، تقی الدین ابوعبدالرحمان حرانی حنبلی، ساکن قاهره. در ۶۲۱ هـ . ق. متولد شد و در ۶۹۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: دیوان شعر. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۴۱۵).
[ حَ رْ را ] (اِخ) عبدالاحدبن محمدبن عبدالاحد حرانی، مکنی به ابوالمحاسن حنبلی. در حلب به سال ۸۰۳ هـ . ق. درگذشت. او راست: کافیةالقاری فی فنون المقاری در قراآت قرآن. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۴۹۳).
[ حَ رْ را ] (اِخ) عبدالرحیم بن احمد، مکنی به ابوطیب بغدادی کاتب ادیب. او راست: کتاب البلاغة. کتاب الرسائل. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۵۵۹ از فهرست).
[ حَ رْ را ] (اِخ) عبدالقادربن عبدالقاهربن عبدالمنعم بن محمدبن حمدبن سلامة حرانی، ملقب به ناصح الدین و مکنی به ابوالفرج، مفتی حنبلی. در ۵۶۴ هـ . ق. متولد شده و در ۶۳۴ هـ . ق. درگذشته است. او راست: المذهب المنضد فی مذهب احمد. مناسک الحج. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۵۹۶).
[ حَ رْ را ] (اِخ) عبداللطیف بن عبدالمنعم بن علی بن نصر حرانی، مکنی به ابوالفرج حنبلی محدث. در ۶۷۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: ثمانیةالنجیب در حدیث. سباعیات النجیب. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۶۱۶).
[ حَ رْ را ] (اِخ) عبدالمنعم بن نصربن یعقوب بن احمدبن علی مقری، مکنی به ابومطهر حرانی جوباری شامکانی. از اهل اصفهان از محلهٔ حران که از محال جوبار است، می بود. و شامکان از قرای نیشابور است. وی شیخی صالح و اهل خیر بود. از جد مادری خود ابوطاهر احمدبن محمود ثقفی روایت کرد و ابوسعد از وی روایت کند. وی در ۴۵۱ هـ . ق. متولد شد و در رجب ۵۳۵ هـ . ق. درگذشت. (معجم البلدان) (سمعانی).
[ حَ رْ را ] (اِخ) علی بن علان بن عبدالرحمان حرانی حافظ، مکنی به ابوالحسن. او راست: «تاریخ الجزیرة». و از ابویعلی موصلی و ابوبکر محمدبن احمدبن شیبة البغدادی و ابوبکر محمدبن علی الباغندی و محمدبن جریر و از ابوالقاسم بغوی و از ابوعروبهٔ حرانی و عدهٔ بسیار دیگر روایت کند. و تمام بن محمد دمشقی و ابوعبداللََّه بن منده و ابوالطبیر عبدالرحمان بن عبدالعزیز و جز ایشان از وی روایت کنند. به روز اضحی سال ۳۵۵ هـ . ق. درگذشت. حافظ و ثقه و نبیل بود. (معجم البلدان).
[ حَ رْ را ] (اِخ) علی بن عمربن احمدبن عماربن عبدوس حرانی فقیه حنبلی واعظ. متولد ۵۰۱ هـ . ق. و متوفی ۵۵۶ هـ . ق. او راست: تفسیر قرآن. مجالس الوعظ. المذهب فی المذهب. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۶۹۸).
[ حَ رْ را ] (اِخ) عمربن یونس. یکی از اطبای اندلس و برادر احمدبن یونس است. در عصر عبدالرحمان ناصر با برادرش به بغداد رحلت نموده، از ثابت بن سنان بن ثابت بن قره فن طبابت، و از ابن وصیف علم کحالت را آموخته به میهن خود بازگشت و به احترامات و طبابت مخصوص ناصر نایل شد و در مدینةالزهرا مسکنش دادند، اما عمرش چندان امان نداد و درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی).
[ حَ رْ را ] (اِخ) کلاب بن حمزه، مکنی به ابوالهندام نحوی. ابن ندیم در فهرست گوید: در خدمت قاسم بن عبداللََّه درآمد و او را ستود. او راست: الاراکة. الجامع فی النحو. ما تلحن فیه العامة. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۸۳۸).
[ حَ رْ را ] (اِخ) محب الدین ابوالبرکات عبدالسلام حرانی. او راست: «المنتقی فی الاحکام الشرعیة من کلام خیرالبریة» که با شرح آن مسمی به «نزل من أتقی بکشف احوال المنتقی» مرتب بر یک فاتحه و سه افادة و خاتمه در هند به سال ۱۲۹۲ هـ . ق. چاپ شده است. (معجم المطبوعات).
[ حَ رْ را ] (اِخ) مخلدبن یزید، مکنی به ابوالحسن یا ابویحیی. از ثوری و ابن جریج روایت کند. و عبدالحمیدبن محمد حرانی از وی روایت کند. در ۱۹۳ هـ . ق. درگذشت. (سمعانی).

کلمات هم‌قافیه با «حرانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید