معنی حراملقمه
6 بازدید
[ حَ لُ مَ / مِ ] (ص مرکب) آنکه مال حرام خورد. آنکه لقمهٔ شبهه میخورد. || آنکه از لقمهٔ حرام شبهه ناک بوجود آمده باشد. دشنام گونه ای است بمزاح. گربز. و درست این کلمه به معنی اصطلاحی «بغیض» عرب است. عباسه بار نخست که با جعفر تنها تصادف می کند به او «یا بغیض» خطاب می کند.
کلمات همقافیه با «حراملقمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر