معنی حرامزاده

معنی حرامزاده

7 بازدید
[ حَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب / ص مرکب) سِنْد. (صحاح الفرس) (دهار). سنده. سندره. (صحاح الفرس). ابن زنیة. ابن غیة. ولدالزنا. زنازاده. مول. زادهٔ حرام. زادهٔ زنا. ناپاکزاد. ناپاکزاده. خشوک. ولد حرام. فغاک. سنداره. جامغول. خشتوک. نغل. (دهار). زنیم. (دهار) (ترجمان عادل). بدنژاد. لقیط. دعی. ابن نحسر. (المرصع). ابن النکوح. ابن الهجول. ابن الهلوک. ابن احلام النیام. ابن بهشة. ابن الجریع. ابن الدموک. ابن الدمون. ابن الطریق. ابن عجل عجل. ابن العروک. ابن العریکة. ابن فریه. ابن کسیب. ابن اللیل. (المرصع). ابن مدینة ملصق. (دهار). مدغدغ. بداصل. بدگوهر. بدگهر. ج، حرامزادگان : شیرویه گفت پدرم چه گفت در آن حالت؟ گفت حرامزاده کسی است که کشندهٔ پدر خود را نکشد. (قصص الانبیاء حواشی ص ۲۲۶). گفت آمده ام تا ترا بکشم، گفت حرامزاده باشد آنکس که کشندهٔ پدر را نکشد. (قصص الانبیاء جویری ص ۲۲۶). خلیفه چون این سخن از جعفر بشنید... گفت وای بر آن حرام زاده. (تاریخ بخارا). بوزنه دانست که خوک حرامزاده و کارافتاده است. (سندبادنامه ص ۱۶۹). گفت خیر ای حرامزادهٔ خس هست خونت حلال بر همه کس.نظامی. گفت باز این حرام زادهٔ خام کرد بر من سلام خویش حرام.نظامی. گفت چه حرامزاده قومند سگ را گشاده و سنگ را بسته. (گلستان). و در بعض نسخ: گفت این چه حرامزاده مردمند که سگ گشوده و سنگ را بسته اند. (گلستان). اشک ریای زاهدان ریخت به خانهٔ خدا قحبه به مسجد افکند طفل حرامزاده را.؟ - گِلِ حرامزاده؛ گِلی مخلوط به آهک برای سد راهها و درزهای نفوذ آب. - امثال: حرامزاده یک زا دارد زنوزی دو زا. || خبیث. نجس. ناپاک. حرام : با اینکه حلال تست باده پهلو کن از آن حرام زاده.نظامی (الحاقی). و گاه در شعر تخفیفاً، حرامزاد به کار رفته است : گر زینکه بشوی دل ندادم آخر نه چنان حرام زادم.نظامی (الحاقی). کز تو بنظاره دل نهادم گر زین گذرم حرام زادم.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «حرامزاده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید