معنی حرامروزی
5 بازدید
[ حَ ] (ص مرکب) آنکه رزق مقسومش ضایع و تباه گردد. تنگ روزی : می ده که من حرام روزی خونابه خورم کدام روزی.نظامی (الحاقی). || آنکه از حرام اعاشه کند. آنکه از حرام هزینه کند.
کلمات همقافیه با «حرامروزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر