معنی حرامخورگی
4 بازدید
[ حَ خوَ / خُ رَ / رِ ] (حامص مرکب) عمل حرام خوردن : و بدان واسطه عوانان و سرهنگان... کوتاه دست شوند و از آن حرام خورگی بی بهره شوند. رجوع به تاریخ غازانی ص ۲۵۹ شود.
کلمات همقافیه با «حرامخورگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر