معنی حرالة
4 بازدید
[ حَ رالْ لَ ] (اِخ) شهری است به مغرب یا قبیله ای است به بربر و از آنجاست حسن بن علی بن احمدبن الحسن الحَرالّی صاحب تصانیف مشهوره. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حرالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر