معنی حراقة
5 بازدید
[ حَ قَ ] (ع مص) حریق. آتش سوزی. سوختن: حراقهٔ نفت؛ نفت سوختن و نفت سوزی. حراقهٔ بارود؛ باروت سوزی. (دُزی). رجوع به حراقت شود.
کلمات همقافیه با «حراقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر