معنی حرافت
5 بازدید
[ حَ فَ ] (ع مص) حَرافة. تندی. زبان گزی. (منتهی الارب). تیزی. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). حمز. لذعة. تیزطعم شدن. تیزی آنکه خورند.
کلمات همقافیه با «حرافت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر