معنی حرازی

معنی حرازی

5 بازدید
[ حَ رْ را ] (حامص) عمل حَرّاز. کار آنکه دید زند. شغل آنکه تخمین کند.
[ حَ رْ را ] (ص نسبی) منسوب است به حراز که جد ابوالحسن محمدبن عثمان حراز بغدادی است. (سمعانی).
[ حَ ] (ص نسبی) منسوب به حراز، بطنی از ذی کلاب بن حمیر. (سمعانی). و رجوع به حرازة شود.
[ حَ رْ را ] (اِخ) احمدبن محمدبن عیسی حرازی ابوالعباس یمنی که در ۶۸۹ هـ . ق. درگذشته. کتبی بر طریقهٔ اشاعره دارد. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۱۰۰ از قلادةالنحر).
[ حَ رْ را ] (اِخ) عبدالرحمان بن عبداللََّه بن داودبن ابراهیم خولانی یمنی. متوفی ۱۰۰۳ هـ . ق. او راست: تعبیر قرآن و رسالهٔ نظر باجنبیه. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۵۴۷).
[ حَ رْ را ] (اِخ) عبداللََّه بن یزید لعقی یمنی. فقیه متوفی پیرامون ۵۰۵ هـ . ق. او راست: «سبع الوظائف» در اصول دین. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۴۵۳).

کلمات هم‌قافیه با «حرازی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید