معنی حراز

معنی حراز

5 بازدید
[ حِ ] (ع مص) محارزه. با هم مزاح کردن که به دشنام ماند. (منتهی الارب). || نهایت کردن در کاری. || درد و سوزش دل از خشم و جز آن.
[ حَ رْ را ] (ع ص) تخمین کنندهٔ اجناس. (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی). خماناگر. || شمشیر بران. || (اِ) پولاد.
[ حَ ] (اِخ) نام کوهیست به مکه نه کوه حرا چنانکه اکثر گمان برده اند. (منتهی الارب).
[ حَ ] (اِخ) روستائیست به یمن. (منتهی الارب). مخلاف بالیمن قرب زبید. (مراصدالاطلاع) (معجم البلدان). کوره ای است در یمن نزدیک زبید، و در مسار از بلد حراز کان زر است. (از الجماهر ص ۲۷۰). شمس سامی گوید: نام قضائی است در سنجاق صنعاء از ولایت یمن، از طرف مشرق با خود صنعاء و از سوی شمال با سنجاق کوکبان و از جانب جنوب با سنجاق انس و از جهت مغرب با سنجاق مدیره محدود و محاط میباشد. این قضا در بالای جبل سراة میباشد و از این رو اراضیش مرتفع و هوایش معتدل است و میاه جاریهٔ زیاد دارد. نهرهای وادی سهم و وادی الحمیره که از بزرگترین انهار یمن میباشند از این قضا سرچشمه میگیرند و اراضی را سیراب میسازند و از این جا به سنجاق حدیده درآید. خاک این منطقه حاصلخیز است. قضای نامبرده مشتمل بر سه ناحیهٔ زیر است: ۱) عمر. ۲) مغمق. ۳) ستوح. و ۲۰ پارچه آبادی دربردارد. (قاموس الاعلام ترکی).
[ حَ ] (اِخ) ابن عوف بن عدی بن مالک، مکنی به ابومرثد. پدر بطنی از حمیر است و قریهٔ ایشان را حرازه گویند. (معجم البلدان). نام پسر عوف بن عدی است و حرازیون از نسل وی اند. (منتهی الارب). حرازبن عوف بن عدی، بطنی از ذی کلاع از حمیر، و از نسل وی حرازیون محدثان باشند. (تاج العروس).
[ حَ ] (اِخ) قلعه ای است که ازهربن عبداللََّه حرازی منسوب است به آن. (منتهی الارب). رجوع به حرازة شود.
[ حَ رْ را ] (اِخ) ابن عمرو. محدث است. (منتهی الارب).
[ حَ رْ را ] (اِخ) نام پدر عثمان بن حراز محدث است. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «حراز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید