معنی حرارت داشتن
5 بازدید
[ حَ رَ تَ ] (مص مرکب) گرم بودن. || غضبناک گشتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حرارت داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر