معنی حرآباد
5 بازدید
[ حُ رر ] (اِخ) دهی جزء دهستان فراهان پائین بخش فرمهین شهرستان اراک در پانزده هزارگزی جنوب فرمهین و چهارهزارگزی راه مالرو عمومی. دامنه و سردسیر است و ۵۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن، ارزن و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «حرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر