معنی حذلم
6 بازدید
[ حَ لَ ] (ع ص) کوتاه گرداندام استوارخلقت. (منتهی الارب). دغه.[ حَ لَ ] (اِخ) پدر تمیم تابعی است. (منتهی الارب).[ حَ لَ ] (اِخ) الاسدی. ابن فقعس بن طریف اسدی عدنانی. جدی جاهلی است. و گویند از پرگوئی بدین لقب خوانده شد. (اعلام زرکلی ص ۲۱۴ از نهایةالارب نویری ص ۱۹۲).
کلمات همقافیه با «حذلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر