معنی حذریة
4 بازدید
[ حِ یَ ] (ع اِ) قطعه زمین سخت. ج، حَذاری ََ. || پشتهٔ زمین سخت. (منتهی الارب). || پرهای گردن خروس. کویل خروه . (مهذب الاسماء). || پارهٔ زمین. (مهذب الاسماء). ج، حَذاری ََ، حَذار. الارض الخشنة. الارض الغلیظة من القف الخشنة و ابوخبرهٔ اعرابی گوید: بالای کوه اگر سخت و غلیظ باشد حذریة است. (معجم البلدان).[ حِ یَ ] (اِخ) حَرّه ای است بنی سلیم را. (منتهی الارب). نام یکی از دو حَرّهٔ بنی سلیم. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حذریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر