معنی حذار
6 بازدید
[ حَ رِ ] (ع اِ فعل) پرهیز کن! (دهار). بپرهیز! بترس! الحذر! - حَذارِ حَذارِ؛ تأکید است در حث به پرهیز.[ حَ ] (ع اِ) جِ حِذْریة.[ حِ ] (ع مص) ترسیدن. (غیاث). حذر کردن. پرهیز کردن. || محاذرة. با یکدیگر تخویف نمودن.[ حُ ] (اِخ) پدر ربیعةبن حذار است که جوانمردی بوده است. || (ذو...) از قبیلهٔ الهان بن مالک است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر