معنی حد کردن
5 بازدید
[ حَ کَ دَ ] (مص مرکب) معین کردن. مرز گذاردن.
کلمات همقافیه با «حد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر