معنی حد و حصر
6 بازدید
[ حَ دْ دُ حَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) حد و مر. حد و حساب. رجوع به حد بمعنی اندازه شود: فرمانبرش بدند همه سیدان عصر افزون بدی جلالت قدرش ز حد و حصر. منوچهری.
کلمات همقافیه با «حد و حصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر