معنی حدم
6 بازدید
[ حَ دَ / حَ ] (ع مص) گرم کردن. (تاج المصادر بیهقی). سوختن آتش. || گرمی سخت. حدم نار؛ سختی احراق آتش و گرمی آن. (منتهی الارب). سختی گرمای خورشید. (معجم البلدان). و برای مقایسهٔ این کلمه با حمد و مدح و ارتباط این ریشه ها که مقلوب یکدیگرند به نشوء اللغة العربیة صص ۱۲۹- ۱۳۰ رجوع شود.
کلمات همقافیه با «حدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر