معنی حدلقة
5 بازدید
[ حَ لَ قَ ] (ع مص) حَدْقَلَة. گردانیدن چشم وقت دیدن و تیز نگریستن. (منتهی الارب).[ حُ دَ لِ قَ ] (ع اِ) حدقهٔ بزرگ. || چشم. || چیزی از جسد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حدلقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر