معنی حدرد
5 بازدید
[ حَ رَ ] (ع ص) کوتاه بالا. (منتهی الارب).[ حَ رَ ] (اِخ) ابن ابی حدردبن عمیر اسلمی، مکنی به ابوخراش مدنی. (الاصابة قسم اول ج ۱ ص ۳۳۱) (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «حدرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر